تبلیغات
هنر تبلیغات و گرافیک - تاریخچه کوتاهی از خط و خوشنویسی فارسی
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ برای هنر گرافیک و تبلیغات راه اندازی شده است

مدیر وبلاگ : Zdesigner
خطاطی نستعلیق آنلاین کانال خبر فردا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هنر تبلیغات و گرافیک
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 15 فروردین 1390 :: نویسنده : Zdesigner
هر زبانی، خط و ویژگی خود را دارد و نمی‌توان ویژگی‌های یك زبان و خط را به زبان و خط دیگر تحمیل كرد، زیرا مسائل تاریخی در پیدایش خط اهمیت خاصی داشته است
خط در ابتدا به صورت تصویری در درون غارها شكل گرفت و هنگامی كه از غارها بیرون آمد، مدتی به شكل «ایگورامی» بود تا این كه حالت سیلابی، هجایی و الفبایی به خود گرفت ، اولین خطی كه حالت الفبایی داشت، خط میخی یا خط سومری بود كه آكدی‌ها، آشوری‌ها و حتی مصری‌ها و آرامی‌ها از این خط كه حدود 800 علامت داشت، اقتباس كردند، اختراع خط نقطه بسیار مهم در تاریخ بشر بوده وهمواره باعث پیشرفت انسان در تمام علوم هستی میباشد پیدایش خط را نقطه شروع تاریخ و ظهور نخستین تمدنهای ابتدائی میتوان شمرد، سومریان ۵۰۰۰قبل از میلاد خط ابتدائی بسیار دشوار را اختراع کردند که به خط تصویری معروف است از این خط مصریان ۳۰۰۰سال قبل از میلاد استفاده کردند و از آن بهره بردند ۳۵۰۰ سال ق/م سومریان دوباره با نبوغ منحصر به فرد خود خط میخی را اختراع کردند. این خط را میتوان بزرگترین دست اورد جهان باستان شمرد،رفته رفته دیگر سامییان همجوار با سومر این خط را یاد گرفته واز آن استفاده کردند، در تعریف (سامییان) این مطلب را اضافه کنم که اقوامی بودند که نسب آنها به سام پسر نوح باز میگردد و سومریان,اشوریان,عیلامیان وأکادیان را سامی مینامند، به دلیل ظلم وبت پرستی شاهان سومری وأکادی عده ای از مردم مهاجرت کرده وبعدها أقوامی چون عربان و عبریان را تشکیل دادند.
همانطور که گفته شد خط میخی توسط اقوام اسیای غربی استفاده میشد . سومریان این خط را اختراع , أکادیان وبابلیان ان را بهبود دادند ودیگران ان را برای خودشان اقتباس کردند مانند اقوام هیتی وعیلام وماد , پارس،
استفاده خط نزد ایرانیان
ایرانیان در زمان هخامنشیان کم کم خط میخی را که سومریها ساخته بودند از بابلیها وأکادیها اختیار کردند وبرای زبان پارسی باستان ساده وسازگار کردند و تا دوران ساسانی همین خط میخی به کار برده می شد، ایرانیان خطی از خود نداشته و در تمام تاریخ خود خطهای دیگران را گرفته وساده کرده وبرای زبان خودشان سازگار کردند.
از دوران مادها واز زمان فرمانروایی انها هیچ نوشته ای بر جا نمانده و در دوران نخستین هخامنشیان گزارشها و اسناد درباری و حکومتی را به زبان ارامی و عیلامی وبه خط میخی مینوشتند.. مفصلترین ومهمترین نوشته های پارسی ایران باستان از داریوش یکم است که بیشتر همراه دو متن بابلی و عیلامی است. از دوران پیش از او تنها پنج سنگ نوشته به دست امده که دوتای ان از کوروش نخستین پادشاه هخامنشی می باشد. در بین انها میتوان به منشور معروف کورش نام برد که به خط میخی بابلی نوشته شده است ، اگر خط میخی پارسی باستان در زمان کوروش بزرگ وجود داشت لازم می امد که در منشور مشهور خود از خط پارسی باستان استفاده می شد یا نوشته های زیادی از زمان پر تحرک او به خط میخی باستان بر جای می ماند در صده پنجم پیش از میلاد برای نخستین بار به فرمان دا ریوش خط میخی پارسی باستان را از خط عیلامی درست کردند.
اولین نوشته ای که به زبان پارسی باستان وجود دارد همانا کتیبه سه زبانه بیستون که به زبان عیلامی ,پارسی باستان و بابلی نوشته شده در نوشته های این کتیبه ملاحظه می شود که اختلاف خط میخی پارسی باستان با دیگر خط های میخی بسیار ناچیز است . این خط در زمانی معین وبه یکباره با تقلید از تجربه های خط های میخی اسیای غربی به ویژه خط میخی عیلامی پدید آمده است.
 رسم الخط عربی وهنرخوشنویسی اسلامی
رسم الخط عربی یکی از رسم الخط های صوتی است که در هزاره دوم پیش از تاریخ از زبان فنیقی در گوبل، شهری که در زبان یونانی به بایبلوس (بیبلوس) در شرق سواحل بحیره مدیترانه موقعیت داشت، بوجود آمده است. الفبای عربی بسیار ساده و مناسب حال زبان سامتی مثل عربی است. الفبا شرح دهنده همصدا ها و خودصوتیهای دراز است. در زبان عربی حرو ف باهم بسته میشوند و یکعده حروف فقط از راست قابلیت بستن را دارند و بس. حرو ف بیصدا را فقط میتوان باعلائمی (نقطه و اعراب) جابجا شده در بالا یاپائین همصدا یا مصوت مشخص ساخت. قاعده نوشتن درعربی از راست به چپ است. با ظهور حضرت محمد(ص) و بوجود آمدن امپراتوری عرب برمبنای اصول دین اسلام، زبان عربی وسیله مهم پیوند و تفاهم، زبان اداره و گسترش علم و دانش و بخصوص علوم دینی مورد استفاده قرار گرفت. کاربرد زبان عربی درعلوم دینی بیشترهم با این طرح عمومیت یافت که حرفها و احکام الهی در قرآن توسط کسی ایجاد نشده، بل، به امر خدا وند (ج) توسط جبرئیل(ع) به حضرت محمد(ص) بزبان عربی انتقال داده شده است. واعتقادی وجود دارد که قرآن فقط در همین شکل عربی اش معانی و رسالت خود را بخوبی بیان میکند
روی این دلیل بسیاری ملتهای دنیا رسم الخط عربی را پذیرفتند، هم آنهاییکه صاحب رسم الخط جداگانه خود بودند وهم آنهاییکه تاآنوقت رسم الخطی نداشتند.این رسم الخط رابخصوص ملتهای ایران زمین که زبان پارس قدیم رسم الخط میخی وزبان پارس میانه رسم الخط ارامه یی رابکارمیبردند،پذیرا شده وبعد ترکها، پشتونها، مالزیها، مسلمانان هند و دیگران آنرا قبول کردند. وهرکدام ازاین ملتها رسم الخط عربی را با برخی ویژگیهای زبان اولی خودشان غنی وهمآهنگ سا ختند. مثال پارسی زبانان با علاوه کردن چهار حرف (پ.چ.ژ.گ) الفبا فارسی را شامل     رسم الخط عربی ساختند که ازآن رسم الخط فارسی - دری به میان آمد. زبان عربی برای یک مدت معین درمحلات مشخصی ازسوی یک عده ملتهای دیگری چون اسپانویها، مسلمانان بالکان اروپا و روسیه سپید، نیز پذیرفته شده بود.
ادبیات پارسی با رسم الخط عربی بارزترین جلوه های مقاومت وایستادگی تمدن پارسیان رانشان میدهد که دربرابر قدرتهای حاکم برونی ازخودنشان داده است، یکی ازویژگی مقاومت تمدن وهنرپارسیان دربرابرحملات اعراب این بوده که پارسیان تا سده ها حضور اعراب رایک امر تجاوزکارانه ی می پنداشتند. دراین راستا ادبیات پارسی یکی از بارزترین سلاح های مقاومت بوده، چنان که جلوه های این مقاومت را مورخان میان سالهای ۹۰۰ تا۱۵۰۰میلادی رقم میزنند. باآنکه پارسیان آیین مقدس اسلامی را قبول کردند؛ امانفوذ وحضور دیگرعناصر فرهنگ عربی را بیگانه میدانستند.
علت آن که کتابت و خط در میان عرب حجاز رایج نبوده، زندگی بدوی آنان بوده است. آنان همواره در حال کوچ کردن و رفت و آمد و یا جنگ و غارت به سر می برده اند. این قبیل اشتغالات،آنان را از تفکر درباره صنایع و از جمله کتابت که ازصنایع مدنیت و شهرنشینی است، باز می داشت. جز برخی از آنان که به منظورتجارت به شام و عراق سفر می کردند، رفته رفته تحت تاثیر مردم متمدن آن مناطق قرار گرفتند، و خط و کتابت را به عاریت از آنان گرفتند. از این رو با خط نبطی و یا سریانی آشنا شدند، و این دو نوع خط تا پس ازفتوحات اسلامی در عرب باقی و معروف بود، از خط نبطی خط نسخ به وجود آمد که امروز نیز شناخته شده و باقی است و ازخط سریانی خط کوفی پیدا شد که خط حیری نامیده می شد. یعنی به «حیره »که شهری قدیمی و عربی در مجاورت کوفه است، منسوب بود، زیرا تغییر و تحول درخط سریانی در حیره رخ داد و پس از بنای کوفه و انتقال تمدن عرب به این شهر، اسم آن به خط کوفی تغییر کرد.این خط، زمانی طولانی میان عرب معروف ومتداول بود.
قبل از اسلام خطوط مختلفی از جمله میخی و پهلوی و اوستائی در ایران متداول بوده است با ظهور دین اسلام نیاكان ما الفبا وخطوط اسلامی را پذیرا شدند خط متداول آن زمان كه نزدیك دو قرن قبل از اسلام شكل گرفته بود خط كوفی و نسخ قدیم بود كه از دو خط قبطی و سریانی اخذ شده بود در اوایل قرن چهارم سال310 هجری قمری ابن مقله بیضاوی شیرازی خطوطی را بوجود آورد كه به خطوط اصول معروف شد كه عبارتند از محقق – ریحان – ثلث – نسخ – رقاع و توقیع كه وجه تمایز آنها اختلاف در شكل حروف و كلمات و نسبت سطح و دور در هر كدام می باشد و برای این خطوط قواعدی وضع كرد و 12 اصل نوشت : تركیب-كرسی-نسبت-ضعف-قوت-سطح-دور-صعود مجازی-نزول مجازی-اصول-صفا و شأن
مقارن پیشرفت خطوط فوق، حسن فارسی كاتب، خط تعلیق را از خطوط نسخ و رقاع بوجود آورد كه به نام ترسل نیز نامیده می شد
در قرن هشتم میرعلی تبریزی (850 هجری قمری) ار تركیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسخ –تعلیق(نستعلیق) بوجود آورد كه بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید؛ نستعلیق ازترکیب دوخط تعلیق ونسخ بوجود آمده ودرآغازآن "نسخ تعلیق"می خواندندوسپس به صورت نستعلیق در آمده است خط نستعلیق نشانه ای ازطبع وذوق زیبا پرست وزیبا پسند ایرانی وبی شک زیبا ترین و ظریف ترین خط فارسی است . اگر چه عده ای عقیده دارند که خط نستعلیق پیش ازمیرعلی تبریزی"واضع"وجود داشته است. اماآنچه مسلم است وی نخستین کسی است که خط را به صورت مستقل و با قاعده درآورده است مرگ میرعلی تبریزی راسال 850 هجری نوشته اند.ازخوشنویسان دیگرنستعلیق که تعداد آنها بسیار زیاد است  باید ازمیرزا جعفرتبریزی ملقب به بایسنقری، اظهرتبریزی؛ سلطان علی مشهدی ، سلطان محمد خندان ، سلطان محمد نور ، میر علی هروی وسرانجام مشهورترین آنان میر عماد حسنی سیفی را نام برد.
نام میرعماد با خط نستعلیق به نحو جدایی ناپذیر با هم آمیخته است. میرعماد ظاهرا به سال961 چشم به جهان گشوده وبه سال1024به روزگارشاه عباس بزرگ در اصفهان کشته شد. میرعماد هنرمندی بنام وانسانی به کمال بود. در نوشتن نستعلیق در درجه ای ازبلندی مقام قرار دارد که نه دستی پیش از او بهتر نوشته , وگمان نمی رود که پس از او نیزمادر دهر فرزندی با چنین دست های هنرمند بزاید. شیوه کار میر عماد وآنچه اودر نستعلیق نویسی وضع کرده است ،هنوز بدون کم وکاست دنبال می شود. شکسته  نستعلیق از اواخر دوره صفویه متداول گردید. اما به سبب مشکلی نگارش  وخواندن ,کم کم از رونق افتاد وبه صرت شکسته درآمد؛ خطی كه حدود یك دانگ سطح و مابقی آن دور است و نام آن در اثر كثرت استعمال به نستعلیق تغییر پیدا كرد و باید اذعان نمود كه بحق از زیباترین و ظریفترین ومشكلترین خطوط فارسی و میتوان گفت كه عروس خطوط فارسی است ؛ پس از میرعلی تبریزی پسرش میرعبدالله و بعد از او میرزا جعفر تبریزی و اظهار تبریزی در تكامل خط نستعلیق كوششها كردند تا نوبت به سلطانعلی مشهدی رسید كه خدمات شایانی به این هنر اصیل نمود
اساتید زیادی بعد از سلطانعلی مشهدی در تكامل خط مذكور زحمات فراوانی كشیدند همانند میرعلی هروی و سپس بعد از حدود یك قرن، خوشنویس نامی و آشنای همه، میرعمادالحسنی ( 1024 هجری قمری) معاصر شاه عباس صفوی پا به عرصه ظهور نهاد كه با نبوغ خود تغیرات و سبكی در خط نستعلیق بوجود آورد كه هنوز از گذشت قریب 400 سال مورد استفاده و الهام بخش خوشنویسان است او پایه خط را به جائی نهاد كه از زمان پیدایش خط نستعلیق تا كنون هنرمندی خوشنویس را یارای برابری با او نبوده است و همزمان او هنرمند بزرگ دیگری چون علیرضا عباسی رقیبی برای او بشمار می رفت كه علاوه بر خط نستعلیق خفی و جلی در خط ثلث نیز استاد بود بطوری كه قالب كتیبهه های مساجد و بناهای تاریخی اصفهان به خط ثلث و یا به سرپرستی او انجام شده است
بطور كل قرنهای نهم ، دهم و یازدهم هجری قمری را میتوان قرنهای درخشان در هنر خوشنویسی دانست؛ در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شكسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاكم هرات از خط نستعلیق احداث گردید علت پیدایش آن تند نویسی و راحت نویسی و دیگر، ذوق و خلاقیت ایرانی می توانست باشد همانطوری كه بعد از پیدایش خط تعلیق ، ایرانیان به خاطر سرعت در كتابت، شكسته تعلیق آنرا نیز بوجود آوردند
خط شكسته نستعلیق به دست میرزا شفیعا هراتی كاملتر شد و درویش عبدالمجید طالقانی قواعد جدیدی وضع نمود و آنرا به كمال نوشت چهار تن ازخوشنویسان نامی كه در چهار خط ثلث، نسخ، نستعلیق و شكسته نستعلیق به اركان اربعه هنر خوشنویسی مشهور گشته اند عبارتند از
در خط ثلث : جمال الدین یاقوت ( 698 هجری قمری)
در خط نسخ : میرزا احمد نیریزی (اواسط قرن 12)
در خط نستعلیق : میرعماد الحسنی (1024 هجری قمری)
در خط شكسته نستعلیق : درویش عبدالمجید طالقانی ( 1185 هجری قمری)
خط شکسته‌نستعلیق از جدیدترین خطوط خوش‌نویسی اسلامی و سومین گونه از خوش‌نویسی ایرانی است که در اوایل سده‌ی یازدهم هجری قمری ابداع شد. چون بیشتر شکل‌های آن از شکستن و رهاکردن خط نستعلیق گرفته شده بود به نام شکسته‌ی نستعلیق شهرت یافت. این خط را می‌توان ایرانی‌ترین خط از میان خطوط مختلف خوش‌نویسی اسلامی دانست، خط شکسته نستعلیق از طرفی حاوی جزئیاتی از خط تعلیق است که در تندنویسی به کار کاتب می‌آید. در واقع خط شکسته پلی است میان روانی و تند نویسی تعلیق و ظرافت و زیبایی نستعلیق، در اواسط قرن هشتم هجری خوش‌نویسی ایرانی قدم در یکی از عالی‌ترین دوره‌های خود گذاشت و سه قلم از خطوط ایرانی-اسلامی یعنی «تعلیق»، «نستعلیق» و «شکسته نستعلیق» بر جریدهٔ ایام جلوه‌گر شدند. خطوطی که اگر چه الفبای آن برگرفته از الفبای عربی است، اما آثار آن را باید از ابداعات خاص ایرانیان دانست. شیوه شکسته نویسی از زمانی که در نیمه دوم قرن ۱۲ درویش عبدالمجید طالقانی این خط را به کمال رساند و آن را قانونمند نمود، و تا به امروز همان مکتب و شیوه قابلیت خود را حفظ کرده‌است
بعد از درویش عبدالمجید طالقانی از شکسته نویسان مهم دوره قاجار می‌توان از میرزا حسن اصفهانی , محمد رضا اصفهانی , میرزا کوچک اصفهانی , محمد علی شیرازی و نهایتاً سید علی اکبر گلستانه را نام برد که پل ارتباطی بود بین نسل گذشته با دوران معاصر. میرزا غلام رضا شکسته را بسیار نزدیک به درویش می‌نوشت و از سید گلستانه آثار درخور توجهی در خط شکسته نستعلیق باقی مانده‌است
در سال ۱۳۱۹ پس از وفات سید گلستانه، رکود طولانی و عظیمی در پیشرفت این خط رخ داد و این رکود تا سال ۱۳۵۰ شمسی ادامه یافت و تا آن سال اغلب خوش‌نویسان با یک دیدگاه سلیقه‌ای و غیر اصولی به این خط می‌پرداختند. در سال ۱۳۵۰ دوباره حرکت عظیمی در این امر انجام گرفت و خوش‌نویسان با تهیه عکس‌ها و فتوکپی‌هایی که در دسترس بود، این خط زیبا را به جریان انداختند. اساتید یدالله کابلی خوانساری، محمدحسین عطارچیان و رضا مشعشعی در این میان نقش مهمی را ایفا کردند. در سالهای اخیر اسرافیل شیرچی در این عرصه خوش‌درخشیده‌است؛  یدالله کابلی خوانساری بیش از یک دهه از سال ۱۳۵۰، به تنهایی به آموزش خط شکسته‌نستعلیق در انجمن خوش‌نویسان ایران پرداخته‌است
ویژگی‌ها:خط شکسته در بدو پیدایش عمدتاً به دلیل سرعت در نوشتن پدیدار گشت و با رها شدن قوس‌ها و سایش دندانه‌ها و اتصالات حروف و کلمات در خط نستعلیق بوجود آمد.این رهایی و روان شدن تا جایی رسید که پیوستگی‌های بی شماری را به دنبال داشت که همین امر موجب دشوار شدن خواندن آن شد
ترکیب بندی و طراحی صفحه در خط شکسته از اهمیت بسیاری برخوردار است، چرا که خط شکسته به دلیل پیچش‌های بسیار در کلمه وسط، کلیات ترکیب آن نیز از فرم خاصی تبعیت می‌کند. قدما در ترکیب بندی از اقلام ریز و غالباً از یک قلم استفاده می‌کردند ولی شکسته نویسان امروزی ترکیبی از اقلام مختلف از غبار تا جلی و شش دانگ را در یک صفحه ترکیب می‌کنند. در این شیوه هر قطعه‌ای فرم و فضاو ترکیبی خاص خود را پیدا می‌کند و شاید عمده ترین تحولی که در خط امروز و در صفحه آرایی خط شکسته پدید آمده، همین تنوع و تازگی است، در قرن 13 در دوره قاجاریه خطاطان بزرگی پا به عرصه میدان نستعلیق و دیگر اقلام نهادند و سختیهای این هنر ظریف را بجان خریدند و در توسعه آن كوشیدند كه اسامی معروفترین آنها از آن زمان تاكنون به شرح ذیل می باشد
عباس نوری- وصال شیرازی- احمد شاملو مشهدی – فتحعلی حجاب – میرحسینی خوشنویس- اسداله شیرازی – میرزا آقا خمسه ای – ابوالفضل ساوجی – عبدالرحیم افسر – محمدحسین شیرازی – عبدالحمید ملك الكلامی – علی نقی شیرازی –
میرزا محمد ابراهیم تهرانی (میرزا عمو) – میرزا غلامرضا اصفهانی – میرزا محمدرضا كلهر- محمدحسین عمادالكتاب – مرتضی نجم آبادی – سیدحسن میرخانی – سیدحسین میرخانی – علی اكبر كاوه – ابراهیم بوذری – حسن زرین خط – غلامحسین امیرخانی – عباس اخوین – یداله كابلی خوانساری – كیخسرو خروش و سیدمحمدموحد قمی و احمد عبدالرضایی








نوع مطلب : طراحی حروف و خوشنویسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.