تبلیغات
هنر تبلیغات و گرافیک - گرافیك و تبلیغات 3
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ برای هنر گرافیک و تبلیغات راه اندازی شده است

مدیر وبلاگ : Zdesigner
خطاطی نستعلیق آنلاین کانال خبر فردا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هنر تبلیغات و گرافیک
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 31 شهریور 1388 :: نویسنده : Zdesigner

۱) گرافیک سنتی:

 

عنوان قدیم گرافیک یا گرافیک سنتی شامل خطاطی « نقاشی دو بعدی» کنده کاری می باشد که بیشترین نمود آن در آرایش کتابهاست که ازمحصول همکاری نقاش و خوشنویس و تذهیب کار است، هنر گرافیک شامل نمودهای مختلف؛ تصویر سازی خوشنویسی؛ طراحی و نقاشی دوبعدی و کنده کاری از جمله شکلهای هنری است که در زیر بنای گرافیک سنتی طبقه بندی می شود و بدین ترتیب هر تخیلی و هر رویای، ارضای آرزویی و نتیجه واقعیت کام نا یافته ای است .آرزو ها بر حسب جنسیت و شخصیت و موقعیت خاص اشخاص، تفاوت می یابند. آرزوهای آدمی را نه به قطعیت، بلکه به تقریب می توان به  دو دسته عمده تقسیم کرد:

 

آرزو های جاه طلبانه ، و عاشقانه. و غالبا این دو با هم ارتباط می یابندو فروید از این هم برترمی رود و آرزوهای عاشقانه را دایر مدار کلیه کوشش های آدمی می شمارد. بههر جهت، عدم کامیابیدر این نوع آرزوها و زیاده روی در خیال بافی درباره آن ها ، آدمی را آماده بیماری روحی میکند که بحث درآن کار ما نیست.به عقیه فروید ( از تمام پدیده های وابسته به وجدان نهان "خواب دیدن" بیش از همه شباهت به خیال بافی های روزانه  و به هنر دارد.و در واقع خواب دیدن، تجسم تمایلاتی است که در نهان خانه ضمیر ما مخفی است.و اگر ما در تحلیل خوابی در می مانیم، از این جهت است که حتی بعضی از آرزوهایمان را ازخود نیز مخفی می داریم و این آرزوهای پنهانی، در خواب ،با لباس مبدل به ما عرضه میشوند.

 

و اینک به سراغ هنر برویم که همه این مقدمات را برای موشکافی این بزرگ ترین فعالیت ذهن آدمی آوردیم . آیا می توانیم هنر را دنباله بازی عهد کودکی،و یا بازی کامل و مقدسی بئانیم؟ اگر هم ندانیم و این تشبیه شیللر ولانگ آلمانی و فروید را غراق آمیز بداینم، لااقل به این نکته معترفیم که خاطرات کودکی، جالب ترین خاطرات آدمی است و همیشه هم جالب ترین موضوع هنری برای هنرمندان بزرگ بوده است. آیا می توانیم هنر را با خیال بافی یک نفر خیال باف همانند بداینم؟ اما اگر هم درویشانه خیال  خود را به ما عرضه میکردند، تخیلاتشان برای ما عاری از لطف و جذبه بود. اما آنگاهکخ هنرمندی رویاهای خود رابه ما عرضه می دارد- رویاهایی که انگیزه های آن ها همانند خیال بافی مردمان عادی است- می پسندیم و لذت می بریم و پسند و لذت ما و همانندان ما ممکن است هنرمند را به آرزوهایی برساند که قبلااز دسترسشبسی دور بوده اند؛ آرزوهایی که او را به هنر گریز داده؛ناکامیابی هایی که میتوانسته اند عقده های دردناکو لاینحل زندگی او گردند.(فرویدیسم)

 

چه نبوغی، چه استعداد ذاتی خاصی ، و یا به قول فروید کدام پری پنهانی باعث می شود که هنرمند بتواند به آفرینش اثری بپردازد که هر چند با بازی کودکان و خیال بافب مردم عادی دارای وجوه مشترک است،از آن دو بسی برتر باشد و والاترین هدیه  و گران بهاترین میوه ذهن و فکر و احساس و تخیل آدمی نام بگیرد؟

 

پاسخ قانع کننده این پرسش را نه فروید و نه روان کاوان پیرو او و نه روان شناسان هنری توانسته اند به ما بدهند. ودر واقع،هزار نکته باریک تر ز مو این جا است. در این که اساس هنر تا حد زیادی رویاها و تخیلات و صبغه ذهنی هنرمند است شکی نیست، و در این که هنرمند مواد کار خود را از جهان خارج میگیرد و میان آن ها نظم نوینی بر قرار می سازد نیز شکی نیست،و در اینکه رویاهای خاص و فردی او باعث خصوصیت ممتاز و یگانه ماندن اثر هنری او می شود باز هم حرفی نیست. اما هنرمند چه گونه مهم هنر را به انجام می رساند؟

 

جواب این مساله، از دسترس روان شناسی هنری به دور است. آیا حساسیتی زیاد یا ساختمان عصبی مخصوص افراد خاصی را قادر می سازد که آرزوهای کام نایافته خود را چنان اوج دهنده و آن جنان بپیرایند و بیآرایند که تو هرگز نشناسیشان باز؟ آیا خداوند مهر نبوغ بزرگی را بر پیشانی قهرمانانی زده است و آنان را آنچنان توانی بخشیده است که احساس خود را از جهان آفرینش با چنان رنگ های زیبایی بیامیزند که دیگران از عجز خود و از قدرت است که یکی را توانا و دیگران را ناتئان می سازد؟ جوابی نداریم که بدهیم جز آنکه بگوییم مذهب عاشق ز مذهب ها جداست.و اسطرلاب اسرار جهان آفرینش و اشیا، فقط در دست کسانی است که موهبت و استعداد خاصی دارند. ما از ظاهر می توانیم قضاوت کنیم که هنرمند رویاهای خود را چنان تغییر شکل داده است که شایبه خود پرستی و خودکامگی در آن نیست.  اما متأسفانه امروزه واژه گرافیک برای مردم ما نا آشنا و تهی از معنی و مفهوم است، در عصر ما قلمرو گرافیک نه تنها به طور کامل گسترده نشده بلکه هنوز با واژه گرافیک آشنا نشده اند، و در مورد اینکه بعضی ها خود را به عنوان گرافیست معرفی می کنند؛ بسراحت می توان گفت که در کشور ما کسی به عنوان گرافیست، و یا صفحه آراء وجود ندارد و اگر هم تعدادی انگشت شمار وجود دارد آنها هم خارج از چهار دیواری کشور بساط هنر فروشی پهن کردند، این بخاطریست که ارزشی برای هنرگرافیک وجود ندارد، شاید هم چیزی بنام هنر گرافیک نا شناخته باشد که ارزشی برایش قایل شوند.

 

امروزه تمام شبکه های تلویزیونی که از طریق ماهواره مشاهده می کنید همگی این شبکه ها از قدرت گرافیک استفاده می کنند و با یکدیگر رقابت تنگا تنگی دارند.

تمام این دلایل به خاطر این می باشد که یک برنامه بدون وجود گرافیک نمی تواند بیننده را به خود جلب نماید چون در غیر اینصورت بیننده احساس بی حوصلگی و احساس خشک بودن برایش دست می دهد. اما وجود گرافیک در کنار برنامه حتی مثلا دکور صحنه و طراحی های گرافیکی موجود در استودیو باعث زنده شدن روحیه مجری گردیده و کیفیت اجرای آن هم بالا می رود. امروزه شرکتها و موسسات بدون تبلیغ (تلویزیون، رسانه ها، مجلات و ..) تا ۶۰% شکست خواهند خورد، که این تبلیغات همان هنر بزرگ و قدرتمند گرافیک می باشد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 شهریور 1396 ساعت 01 و 53 دقیقه و 32 ثانیه
Wow, this article is fastidious, my younger sister is analyzing these kinds of things, thus I am going to convey her.
جمعه 10 شهریور 1396 ساعت 09 و 14 دقیقه و 49 ثانیه
I think this is one of the most significant info for
me. And i'm satisfied studying your article. However want to remark on few normal issues, The
website style is ideal, the articles is actually great :
D. Good process, cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر